آرش اله وردی
  
 ادبیات
 
شهریور 1385
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
 
آرشیو

سایت رسمی آزمایشگاه نیـلو سایت رسمی آزمایشگاه نیـلو
پایگاه اطلاع رسانی تستهای غربالگری پیش از زایمان (سلامت جنین) و نوزادان
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
پنجشنبه 23 شهریور ماه سال 1385

چشمم در بیاید اگر دروغ بگویم

 

امروزصبح با کله ام آینه اتاقم را شکستم وسیر خوردم

 

بعد چیزی مثل چشمهای سیاه تو آن قدر چشم تر شد

 

که از روی نخ نخ موهام هی می زدید بیرون-خون.

 

کاش آینه را نخورده بودم

 

و جای توتنها در یک جای من می مانده دیده بودم

 

با عصا که راه می روم

 

بوی  صدای بره زنگوله پای بی گله ام!

 

دستم به سرم دارد می ترکداز این همه ترافیک شیشه ای

 

جیرینگ....جیرینگ.......خون

 

زار وزیر وبالا.

 

بی بینای بی خودم!

 

دهانم که باز می شود زیر چشمان روی سرم

 

کاش می دیدمت

 

تا فکر دیدنت میکنم یا ندیدنت

 

زار میزنی

 

گریه می کنی

 

انگار اندازه صد گلوله نمک می شوم

 

که می نوشم

 

دارم می شنوم

 

گریه نکن!

 

قل!قل!

 

می شنوی؟

 

و دارند شیشه های توی معده ام انگار ذوب تو می شوند

 

صد بار باد کرده ام از قطره قطره شوری اشکهای امشبت

 

رفته ام هوا

 

ریخته ام خودم.

 

گریه نکن!

 

دارم روی ترک بر دیوار می دارم بانو

 

بانو

 

من دپرسم،دپرس!

 

در گوشه

 

در کوچه

 

در بیابانها ها

 

فشارم بدهید توی خودم یا پرتم کنید بیرونها 

 

چشمم در بیاید اگر دروغ بگویم

 

تو

 

از صبح تا حالا

 

نیستی وازسوراخ  کله من دارد خون می آید

 

                           یک خون واقعی قرمز

 

                                          می آید

 

 

 

تهران6/10/83


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 2378


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها